انجمن مدرسین ان ال پی و کوچینگ

سلامت فکر از نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO)

سلامت فکر از نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO)
سلامت فکر دارای پنج شاخص می باشد :

1. قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران
یعنی آیا من قابلیت ارتباط با دیگران را هماهنگ با موقعیت ها دارم یا خیر؟
به عنوان مثال اگر در محیطی قرار بگیرم که فرد عصبانی باشد آیا در آن شرایط می توانم در حالی که با او ارتباط برقرار می کنم ، بتوانم روی آن فرد اثر گذار باشم و خشم و عصبانیتش کاهش یابد و یا اگر در موقعیتی باشم که افراد حال خوبی نداشته باشند و عدم رضایتمندی دارند و شادمان نیستند و احساس افسردگی می کنند ، آیا در آن وضعیت می توانم با آن ها ارتباط برقرار کنم و این ارتباط من به گونه ای باشد که آن ها در رابطه با من احساس رضایتمندی و شادمانی را تجربه کنند. اگر این ویژگی را فرد داشته باشد ، یکی از شاخص های سلامت فکر را دارا می باشد. بنابراین اگر فردی تعصب داشته باشد یا به عبارتی آدم خودخواهی باشد و انعطاف پذیر نباشد ، به طور مثال در برابر یک فرد عصبانی او هم عصبانی شود و قادر نباشد با فرد ارتباط برقرار کند ، یعنی این ویژگی را ندارد و یا به اندازه کافی از این ویژگی برخوردار نمی باشد.

2. تغییر و اصلاح درونی خود
یعنی آیا می توانم به راحتی ویژگی هایی را که دیگران از من انتقاد می کنند. یا ندای ملامتگر درونم به من یاد آوری می کند ، تغییر دهم یا خیر؟
همه ما انسان ها در کنار توانمندی ها و ویژگی های مثبتی که داریم ، نقطه ضعف هایی نیز دارا می باشیم که خودشناسی به ما کمک می کند تا این ویژگی ها را بشناسیم و نقاط ضعف و ویژگی های منفی خود را برطرف نماییم.
از نظر سازمان بهداشت جهانی یکی از شاخص های سلامت فکر این است که آیا به تغییر و تحول در خود می اندیشیم و نسبت به این تغییر آگاه هستیم؟
آیا اقداماتی در جهت حرکت و قدم در مسیر تغییر فردی و درونی خود بر می داریم؟
آیا پذیرای نقاط ضعف خود هستیم؟ یا حداقل از زمانی که نسبت به آن ها آگاه شویم.
آیا در جهت بهبود و رفع آن ها اقدامی انجام می دهیم؟
چه قدر به تغییر خودمان فکر میکنیم؟
اکثر افراد بیشتر از آن که علاقه به شناخت خود داشته باشند ، یعنی بخواهند بدانند چه ویژگی های مثبت و منفی دارند، چه توانایی ها و چه ضعف هایی دارند، به این می اندیشند که دیگران چه ویژگی هایی دارند و می خواهند دیگران را تغییر دهند. گاهی حتی اگر توانایی و ویژگی مثبتی در فرد می بینند به جای آن که به فکر آن باشند که چگونه با الگو برداری می توانند آن ها هم این ویژگی را در خود فعال کنند و در جهت رشد و تغییر و تکامل خود به کار ببرند ، با احساس نارضایتی و گله مندی که در خود ایجاد می کنند نه تنها توانایی بالقوه ای که در وجودشان هست ، نادیده می گیرند ، بلکه سرکوب نیز می کنند و در عوض بیشتر روی ویژگی منفی که افراد دیگر دارند متمرکز می شوند و این خود دلیلی است بر قدرت گرفتن آن ضعف در وجود خودشان و عدم پذیرش این ضعف باعث می شود نتوانند تا به فکر بهبود آن باشند و تغییر و اصلاح درون خود را فراموش می کنند.
به طور کلی انتقاد پذیری و تلاش و کوشش در جهت رفع نقطه ضعف خود یکی از شاخص های سلامت فکری می باشد.

3. تغییر و اصلاح محیط بیرونی خود
البته منظور این نیست که بخواهیم جامعه را تغییر دهیم و به دیگران دستور بدهیم و یا در کار آن ها دخالت کنیم ، بلکه توجه به آنچه که در پیرامون ما اتفاق می افتد ، نه اینکه نسبت به محیط اطرافمان بی تفاوت باشیم. یعنی احساس مسوولیت به جامعه اطراف خود به این که اگر در خانواده ، در محل کار ، در محل تحصیل و یا هر مکان دیگری ، اگر من کار یا خدمتی قادر به انجام آن هستم ، نسبت به آن توجه داشته باشم و انجام بدهم.
به عنوان مثال ، به جای آن که با کودکان کار با خشونت برخورد کنیم ، حداقل کاری که به عنوان یک انسان نسبت به آن ها می توانیم انجام دهیم ، این است که به آن ها بی احترامی نکنیم تا عزت نفس آن ها حفظ شود. یا در مورد آلودگی هوا ، تک تک ما انسان ها مسوولیم تا بتوانیم این مسأله را حل کنیم.
هرکدام از ما حتی اگر سهم کوچکی داشته باشیم می توانیم تاثیر گذار باشیم و این که بدانیم در برابر همین سهم کوچک مسوولیم و وظیفه خود را انجام دهیم ، یعنی از این شاخص سلامت فکر برخورداریم.

4. حل تضاد ها
آیا تضاد های خود را می شناسید ، در چه موقعیت هایی دچار تضاد می شوید و مخالف هستید؟
با چه افرادی ممکن است ، نظر مخالف داشته باشید؟ و آیا دلیل آن را می دانید؟
اگر با نظر همسر و یا فرزندتان مخالف هستید ، آیا به این مخالفت آگاهی دارید ، دلیل اصلی آن را می دانید؟
وقتی با فردی یا انجام کاری مخالف هستیم و دلیل واقعی آن را ندانیم ، اصطلاحا حل تضاد را نمی دانیم . تضاد در بین انسان ها وجود دارد و نمی توان گفت نباید تضاد باشد. یکی از دلایل تضاد ها ، متفاوت بودن نیازها و ارزش های افراد می باشد.
افراد جامعه با توجه به نیاز ها و ارزش های مختلف ، تیپ های شخصیتی متفاوتی را دارند. آنچه که مهم است اینکه تضادهایمان را بشناسیم ، به دلایل آن ها آگاهی داشته باشیم و بتوانیم در صورت نیاز ، این دلایل را در ارتباط با دیگران مطرح کنیم. تا دلیل بروز رفتار ما برایشان شفاف باشد و سوء تفاهمی در رابطه پیش نیاید و قادر به برقراری و نگهداری ارتباطمان باشیم.

5. آیا تمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و منصفانه داریم؟
یعنی آیا انسان منطقی ، عادل و منصفی هستم؟
اگر حتی به چیزی علاقه نداریم یا آن را دوست نداریم یا جزء تضادهای ماست و در کنترل ما نمی باشد، آیا باز هم می توانیم منطقی و عادلانه و منصف باشیم؟
آیا در مواقعی که آرامش داریم و احساس رضایتمندی می کنیم با زمانی که در بحران قرار می گیریم ، در هر دو صورت می توانیم این ویژگی را داشته باشیم؟
اگر در جایگاه پدر و مادر هستیم و فرزندمان نظری مخالف با نظر ما دارند ، آیا می توانیم در آن لحظه به طور منطقی و عادلانه و منصفانه تصمیم بگیریم ، بدون آنکه با خشم و عصبانیت بخواهیم او را کنترل کنیم. یعنی به گونه ای تصمیم بگیریم که بازهم ارتباطمان با فرزندمان حفظ شود و فضا را ایجاد کنیم تا فرزندمان بتواند، نظراتش را هر چند مخالف با نظر ما باشد ، آزادانه بدون هیچ ترس ، استرس و نگرانی بیان کند. اگر این گونه رفتار کردیم این شاخص سلامت فکر را دارا می باشیم.
دکتر ناهید ساده
پزشک و کارشناس ارشد روانشناسی مثبت گرا
مدرس ارشد بین المللی ان ال پی و شخصیت شناسی اینیاگرام

رضا عمرائی

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی حقوق مادی و معنوی این پایگاه اینترنتی متعلق به انجمن مدرسین ان ال پی و کوچینگ می‌باشد.

© 2022 | تمامی حقوق محفوظ است | ایده پردازی و پشتیبانی فریلندکد